دعای شماره 38: پوزش از ستم
1
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الِاعْتِذَارِ مِنْ تَبِعَاتِ الْعِبَادِ وَ مِنَ التَّقْصِيرِ فِي حُقُوقِهِمْ وَ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِهِ مِنَ النَّارِ
دعا در پوزش از ظلمی که به ستمدیده رسیده
2
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِي فَلَمْ أَنْصُرْهُ،
بار خدایا به پیشگاهت عذر خواهم در حق ستمدیده ای که در حضور من بر او ستم رفته و من یاریش ننمودم،
3
وَ مِنْ مَعْرُوفٍ أُسْدِيَ إِلَيَّ فَلَمْ أَشْكُرْهُ، وَ مِنْ مُسِيءٍ اعْتَذَرَ إِلَيَّ فَلَمْ أَعْذِرْهُ،
و از احسانی که در حقّم شده و شکرش را بجا نیاورده ام، و از بد کننده ای که از من پوزش خواسته و عذرش را نپذیرفته ام،
4
وَ مِنْ ذِي فَاقَةٍ سَأَلَنِي فَلَمْ أُوثِرْهُ، وَ مِنْ حَقِّ ذِي حَقَ لَزِمَنِي لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ أُوَفِّرْهُ،
و از فقیری که از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجیح نداده ام، و از حقّ مؤمن حق داری که بر عهده ام مانده و آن را ادا ننموده ام
5
وَ مِنْ عَيْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لِي فَلَمْ أَسْتُرْهُ، وَ مِنْ كُلِّ إِثْمٍ عَرَضَ لِي فَلَمْ أَهْجُرْهُ.
و از عیب مؤمنی که بر من آشکار گشته و آن را نپوشانده ام، و از هر معصیتی که برایم پیش آمده و از آن دوری نجستم.
6
أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ- يَا إِلَهِي- مِنْهُنَّ وَ مِنْ نَظَائِرِهِنَّ اعْتِذَارَ نَدَامَةٍ يَكُونُ وَاعِظاً لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنْ أَشْبَاهِهِنَّ.
بار الها از همه آنها و از آنچه مانند آنهاست از حضرتت با دل آکنده از پشیمانی عذر می خواهم عذری که مرا در آینده از نظایر آنچه بر من گذشت باز دارد،
7
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ نَدَامَتِي عَلَى مَا وَقَعْتُ فِيهِ مِنَ الزَّلَّاتِ، وَ عَزْمِي عَلَى تَرْكِ مَا يَعْرِضُ لِي مِنَ السَّيِّئَاتِ،
پس بر محمد و آلش درود فرست و پشیمانی ام را بر لغزش هایی که گرفتارشان شده ام و تصمیم را بر ترک گناهانی که برایم پیش آیند،
8
تَوْبَةً تُوجِبُ لِي مَحَبَّتَكَ، يَا مُحِبَّ التَّوَّابِينَ.
توبه ای قرار ده که برایم موجب عشق تو گردد، ای دوستدار توبه کنندگان.